تبليغاتX
خدا بود و دیگر هیچ...
 

نمی دونیم چند درصد از شما علاقمند به سریا ل های خارجی هستید!؟ سریال هایی که توانسته اند مخاطب زیادی رو به خود جلب کنند و با وجود طولانی بودن آنها ( گاهی تا چند صد قسمت ) کمتر حاوی موضوع های تکراری هستند. سریال هایی نظیر : قصه های جزیره، رویای سبز، پزشک دهکده، گروه پلیس، کبری ۱۱، جواهری در قصر و پرستاران... ، که تعدادی از این ها به پایان رسیده اند، برخی در حال پخش هستند و بعضی دیگر به سرنوشت نا معلومی دچار شده اند!

حالا سؤالی در اینجا ممکنه مطرح شود که چرا اکثر مردم ما جذب سریال های خارجی می شوند ؟ (البته به نظر ما) شاید جواب این پرسش رو بشه اینجوری داد که در این سریال ها یا به مخاطب اهمیت زیادی می شود یا اغلب سرمایه گذاری های کلانی از سوی شبکه های تلویزیونی بر روی آنها می شود.

اما این نکته  را نباید فراموش کرد بعضی از سریال های ایرانی هم محبوبیت زیادی در میان مردم دارند ولی معمولا اینها محصول یک اتفاق از کارگردان های بزرگ سینما هستند مثل : رعنا، پهلوانان نمی میرند، دوران سرکشی، خاک سرخ، صاحبدلان، و زیرتیغ... ، که امیدواریم با رشد روزافزون این سریال ها روبه رو باشیم.

در اینجا برای نمونه به معرفی سریال پرستاران و بیان میزان محبوبیت آن می پردازیم:

‌سريال «پرستاران» كه مدتي است از سيما روي آنتن مي‌رود، يكي از پرطرفدارترين مجموعه‌هاي تلويزيوني در سراسر دنياست. مجموعه‌اي كه محصول كشور استرالياست و به خاطر استقبالي كه از آن شده چند سالي است كه به صورت مداوم توليد و پخش مي‌شود؛مجموعه‌اي كه فقط 160 نويسنده، نگارش متن‌هايش را به عهده دارند.كه هر اپيزود 450 ميليون تومان خرج دارد.
 جالب است بدانيد پرستاران نه سريال پرهزينه‌اي است و نه داستان و موضوع پيچيده‌اي دارد. همه اتفاقات در يك بيمارستان در سيدني استراليا مي‌گذرد. بخش 17 در اين بيمارستان لوكيشن اصلي است. بيماراني كه از بخش‌هاي ديگر نياز به مراقبت ويژه دارند به اين بخش آورده مي‌شوند. 8 سال، 9 سري توليد، 366 قسمت.
آمار نشان مي‌دهد كه تمام لوكشين‌‌هاي اين كار در بيمارستان عمومي آل سنيت در غرب سيدني فيلمبرداري مي‌شود .برخي از صحنه‌ها نيز در بيمارستان عمومي كنكورد و بيمارستان هورنس باي فيلمبرداري مي‌شود..                           
 دوست داشتنی ترین شخصیت سریال پرستاران  :
 
تری                                  34.78%        
میچ                                  39.13%           
بروان                                 30.43%           
بن                                      8.70% 
جرالد                                  8.70% 
لوک                                    8.70% 
رزاکولا                                 4.35% 
وان                                   30.43%           
بقیه شخصیت ها                      0%      
این سریال رو نمی بینم              0%      
 
 
توليد اين سريال از 1998 شروع شده و تا به حال ادامه دارد و تا حالا 328 قسمت آن ساخته شده است ، در ايران تا به حال 171 قسمت آن پخش شده است.
 
 
در قسمت‌هاي بعدي اين سريال شاهد اتفاقاتي خواهيم بود و (احتمالا نخواهيم بود!) مانند : سقوط يک بيمار از بالکون ، ماجراي عشقي وان! ، ادعاي رز مبني بر اينکه ميچ پدر فرزندش نيست ، اصرار ميچ براي انجام تست DNA ، ازدواج ميچ و تري، قهرها و آشتي‌هاي ميچ و تري ، مرگ میچ و .... 
حالا ببينيد چه چيزهايي را از تلويزيون خواهيد ديد!
 
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 22:38 توسط زهرا. ب زهرا. س | | لينك ثابت

 

زهرا س:

 

" بگذار بهترین بخش هستی تو از آن دوستت باشد. اگر او دریای وجودت را هنگام جزر آب دیده است، بگذار در مد آب نیز آن را تجربه کند.

زیرا اگر دوستت را بدان خاطر خواهی که ساعات خود را در صحبت او بر باددهی بهره ی آن دوستی چه خواهد بود ؟ پس در صحبت او ساعاتی را بجوی برای زیستن زیرا دوست برای آن است که نیاز تو را برآورده کند نه تهی بودنت را پر کند."     (جبران خلیل جبران)

 

اینکه امروز ولنتاینه ، واینکه پیشینه ی تاریخی امروزهیچ ربطی به سرزمین ما نداره خیلی مهم نیست .

برای من مهم اینه که این روزها بهانه ای شده که بیش تر فکر کنم. اینکه زهرا(ب) چقدر توی زندگی من نقش داره و اینکه خدا رو سپاس بگم برای چنین دوست فوق العاده ای..........

 

زهرا جان روز دوستی مان مبارک

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 11:55 توسط زهرا. ب زهرا. س | | لينك ثابت

  

        یا الله

طلبه ای نزد پدر روحانی ماکاریو رفت و از او خواست بهترین راه جلب رضایت خدا را به او بگوید .
ماکاریو گفت : به گورستان برو و به مرده ها توهین کن .
 
طلبه دستور پدر روحانی را انجام داد و روز بعد نزد او برگشت .
 
پدر روحانی گفت : جواب دادند ؟
 
- نه .
 
- پس برو آنها را ستایش کن .
 
طلبه اطاعت کرد و همان روز عصر ، نزد پدر روحانی برگشت .  پدر از او پرسید : که آیا مرده ها جواب داده اند ؟
 
طلبه گفت نه .
 
پدر روحانی گفت : برای جلب رضایت خدا همین طور رفتار کن . نه به ستایش های مردم توجه کن و نه به تحقیرها و تمسخرهایشان . این طور می توانی راه خودت را در پیش بگیری .
 
 
 
 
God is good all the time
 
He put a song of praise
 
In the heart of mine
 
God is good all the time
 
Through the darkest night
 
His light will shine
 
God is good all the time
 
If you're walking
 
Through the valley
 
There are shadows all around
 
Do not fear
 
He will guide you
 
He will keep you safe and sound
 
He has  promised
 
To never leave you
 
Nor forsake you
 
And his word is true
 
God is good all the time
 
We were sinners
 
So unworthy
 
Still for us  he chose to die
 
He filled us
 
With his holy spirit
 
Now we can stand and testify
 
That his love
 
Is everlasting
 
And his mercies
 
They will never end
 
God is good all the time
 
Though I may not understand
 
All the  plans  you have for me
 
My life is in your hand
 
And through the eyes of faith
 
I can clearly see
 
God is good all the time
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:29 توسط زهرا. ب زهرا. س | | لينك ثابت

 

 

 

همیشه از بچگی این فکر ذهنمون رو پر کرده بود که چرا مثلا نماز صبحمون رو باید دو رکعت بخونیم ؟! چرا سه رکعت نخونیم ؟! از اون جایی که خدا برای همه سؤالهای ما پاسخ مناسبی قرار داده و این مائیم که کوتاهی می کنیم، الان باید جواب این سؤالمون رو پیدا کنیم... برای همین هم تصمیم گرفتیم پست این دفعمون رو به این سؤال اختصاص بدیم که مطمئن باشید برای شما هم جالب خواهد بود:

گفته اند : اول کسی که نماز بامداد بجا آورد آدم بو که از تاریکی شب به روشنایی روز رسیده، خدا را به این نعمت سپاس گزارد. چون آدم شب را ندیده بود و از جفت خود دور شده بود، ناگاه در تاریکی شب خود را غریب و رنجور دید، با خدا مناجات می کرد و به زبان حال با خدا گفت:

           ذکـر تو مرا مونـس و یار است به شـب               وز ذکــر توام هیچ نیاساید لـب

چون صبح شد ندا آمد ای آدم دو رکعت نماز بخوان، یک رکعت به شکرانه گذشتن شب به هجرت و یکی دمیدن صبح دولت و دیدن جفت.

و اول کسی که نماز پیشین ( ظهر ) کرد ابراهیم خلیل بود که چون جان فرزند خود را نثار کرد و خداوند قربانی او را پذیرفت و هنگام زوال رسید ندا آمد چهار رکعت نماز بخوان؛ یک رکعت شکر توفیق، یکی دیگر شکر تصدیق، سوم شکر ندا، چهارم شکر فدا.

و اول کسی که نماز پسین ( عصر ) گزارد یونس بود که چون از نرسیدن عذاب به قوم خود ناشکری کرده بود گرفتار خشم خدا شد و به زندان شکم ماهی رفت! پس از عفو الهی و بخشش خدایی، چون از شکم ماهی بیرون شد، خود را از این چهار تاریکی رها و رسته دید : تاریکی لغزش، تاریکی شب، تاریکی آب و تاریکی شکم ماهی. و به شکرانه رهایی از آن چهار تاریکی چهار رکعت نماز گزارد.

و اول کسی که نماز شام (مغرب) گذارد عیسی ع بود که بی پدر به وجود آمد، در شکم مادر تورات و انجیل خواند و در گهواره سخن گفت، به شکرانه این سه نعمت سه رکعت نماز شکر بجا آورد، به رکعت اول نفی خدایی از خود کرد و به رکعت دوم اثبات خدایی در دو کتاب آسمانی کرد و به رکعت سوم اقرار به یگانگی خدا کرد.

و اول کسی که نماز شام ( عشا ) کرد موسی ع بود که نواخته خالق بی عیب و مخصوص تحفه غیب، و مزدور شعیب بود. چون مدت چوپانی سرآمد اندیشه وطن کرد، شب فرا رسید، باد تند وزید، باران گرفت و برق جهید، گرگ در گله افتاد، و عیالش را درد زه خاست، سرگردان در آن وادی بی پایان بی سر و سامان به زبان حال می گفت:

              به هر کویی مرا تا کی دوانی            ز هر زهری مرا تا کی چشانی

آری، بی رنج کسی گنج ندید، بی اندازه کسی به دولت نرسید، آن گاه به جانب طور شعاع نور دید و ندای خداوند غفور شنید که موسی را چهار غم بود . غم عیال و فرزند و برادر و دشمن، ندا آمد ای موسی غم مخور و اندوه مبر که رهاننده از غم و برنده اندوه منم. موسی برخاست و چهار رکعت نماز به شکرانه چهار نعمت گزارد که هر بنده مؤمن این چهار رکعت نماز گزارد، به شرط صدق و صفا و وفا و اخلاص، عیال و فرزند و برادر او را کفایت کند و بر دشمن پیروز شود و از غم واندوه برهد. چنان که هر چهار رکعت را خداوند به موسی داد.

بر گرفته از تفسیر ادبی - عرفانی قرآن مجید از خواجه عبدلله انصاری ( آیه ۲۳۸ سوره بقره)

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:45 توسط زهرا. ب زهرا. س | | لينك ثابت

 

 آخیش راحت شدیم !

 

 

۱. بالاخره امتحاناتمون با هزار جون کندن و شب زنده داری تموم شد. می خواهیم مثل هر ترم ـ البته این دفعه یه خورده راسخ تر از گذشته ـ قول بدیم که از اول ترم درس بخونیم. ان شاء الله بتونیم به قولمون عمل کنیم.

 

"هلال یک شبه "

 

 

۲.عاشورا، عزاداری، دسته، نذری، امام حسین(ع)، سیاه پوش شدن شهر، قیمه، غم، سینه زنی، کاروان کربلا،شام غریبان، اسارت، زینب (س)، شهادت، مظلومیت و ... خلاصه ما رو خیلی یاد کنید.

و اما یک شعر:

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا

به نخل سبز  ز ماتم تکیده می ماند

میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم

به آهویی که ز مردم رمیده می ماند

شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی

به لاله های ز حنجر دریده می ماند

رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است

به آن که رنج نود ساله دیده می ماند

امام صادق حق پشت ناقه ی عریان

به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند

شوم فدای شهیدی که در کنار فرات

به آفتاب به خون آرمیده می ماند

هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟

نگاه تو به دل داغ دیده می ماند

حکایت احد و اشک چشم خونینش

به اختران ز گردون چکیده می مان

                                                              

                     احد ده بزرگی

 

فجر؛ اسکاری دیگر !

 

۳. جشنواره فیلم فجر نزدیک است و ما در حسرت یه دونه بلیط... از همین جا رسما اعلام می کنیم هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ( بنیاد امور بی بلیط های عاشق سینما )

راستی اگر موندید که از بین بلیط هاتون، بلیط کدوم فیلم رو بدید، ما اینجا اسم ده تا فیلم پیشنهادیمون رو می نویسیم که شما از بین اینا انتخاب کنید:

۱. سنتوری (داریوش مهرجویی)     ۲. رئیس (مسعود کیمیایی)     ۳. پاداش سکوت (مازیار میری)       

۴.اخراجی ها (مسعود ده نمکی)    ۵. پارک وی (فریدون جیرانی)    ۶. روز سوم (محمد حسین لطیفی)

۷. قاعده بازی (احمدرضا معتمدی)   ۸. اقلیما (محمد مهدی عسگرپور) 

۹. سنگ، کاغذ، قیچی ( سعید سهیلی)   ۱۰. اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد)

 

پی نوشت: لازم به ذکر است که مشورت برای آپ دیت کردن این پست وبلاگ در  پی کی آسیه ـ با رانندگی عالی اش ـ در راه امام زاده مطیب ـ به پیشنهاد فهیمه ـ و بعد از اون توچال و یه بخور بخور حسابی انجام گرفت... دیگه بقیه اش رو می سپاریم به خودتون که خو شتون بیاد یا نه...!!!

نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:2 توسط زهرا. ب زهرا. س | | لينك ثابت